قومیت ها را مسخره نکنیم
*یه ترکه ای که اسمش ستارخان بود يا باقرخان وقتی مجلس را به توپ بستند تو تبريز محمدعلی شاه را بيرون كردند و 6 ماه تو برف و سرما علف خوردند اما مثل مرد سر حرفشان ماندند و با غيرت جلو مستبدان ايستادند...
*يه لره ای كه كريم خان زند اسمش بوده به خاطر اينكه غرور شاهی نگيرتش هيچوقت خودش را شاه و سلطان نناميد و تا توانست برای امنيت و عدالت اين مملكت زحمت كشيد.
*یه رشتيه كه اسمش ميرزاكوچكخان جنگلی بود تقريبا تمام عمرش را تو جنگلهای گيلان صرف جنگ با روس ها و مستبدان كرد و عاقبت هم شجاعانه سر در راه هدفش داد. تازه يادم افتاد آيت الله بهجت هم مال همون طرفا بود.
*یه قزوينی كه اسمش علامه دهخدا بود يک لغتنامه تدوين كرده كه بعد نزديک به 50 سال كسی مثلش را نتوانسته تدوين كنه و هنوز كه هنوزه اسمش با ادب پارسی آميخته است.
*یه اصفهانيه كه اسمش جلال الدين همايی بوده تو زمان خودش در شعر و ادب پارسی رو دست نداشته و استاد مسلم اين رشته بوده.
*یه كرده ای كه اتفاقا اسمش صلاح الدين ايوبی بوده بعد از 300 سال تو جنگهای صليبی اروپايی ها را از بيت المقدس بيرون می كنه.
پ.ن. جک گفتن خيلیی هم خوبه . اما ای كاش بجای تمسخر قوميت و اصالت يكديگر با هم به چيزهايی می خنديديم كه همه از شنيدنش شاد شيم. می شه به روابط نا سالمی خنديد كه ريشه در هويت ها نداره . می شه سياستمدارانی را مسخره كرد حرص قدرت داره خفه شان می كنه. اما كاش همو مسخره نمی كرديم.