* ریشه‌ها چه طور كتابی است؟
«قانون می‌گوید اگر سیاه‌پوستی، در چشم سفیدپوستی راست نگاه كند ۱۰ ضربه شلاق باید بخورد. قانون آن‌ها می‌گوید اگر سفیدی قسم بخورد كه سیاهی دروغ گفته ‌است حق دارند یك گوش او را ببرند. اگر سفید بگوید سیاه دوبار دروغ گفته است حق دارند دوتا گوش او را ببرند. قانون می‌گوید اگر آدم سفیدی را كُشتی به دارت خواهند زد اما اگر سیاهِ دیگری را بكُشی فقط شلاق می‌خوری... خواندن و نوشتن برای سیاهان غیرقانونی است. كتاب دادن به سیاه‌ها غیرقانونی است.»

این‌ها قسمت‌هایی از توصیه‌های یك سیاه‌پوست داستان به «كونتاكینته» از شخصیت‌های اصلی رمان «ریشه‌ها»ست؛ وقتی كونتاكینته برای بار چهارم از دست ارباب سفیدپوستش فرار می‌كند و توسط سفیدپوستان به دام می‌افتد و قسمتی از پای راست او را قطع می‌كنند تا دیگر فكر فرار به سرش نزند. آن‌ها حتی زنان باردار سیاه را هم به كار در مزارع می‌فرستادند و آن‌قدر از آن‌ها كار می‌كشیدند كه بچه‌شان سقط شود. كف دست سیاهان را به دیوار میخ می‌كردند و مجبورشان می‌كردند گوش‌های بریده‌ی خود را بخورند.

داستان «ریشه‌ها» جذاب و پركشش است. با وجود حجم ۷۰۰ صفحه‌ای آن، بیشتر خوانندگانش اذعان دارند پس از شروع و درگیرشدن با موضوع اصلی كتاب نتوانستند تا قبل از رسیدن به آخرین خط، آن را زمین بگذارند. كتابی كه در سال ۱۹۷۶ منتشر شد و در كمتر از هفت‌ماه پس از انتشار، توانست بیش از یك و نیم میلیون نسخه بفروشد و به بیش از ۳۷ زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شود.
 
دو سریال مهم و پربیننده‌ی آمریكایی بر اساس این كتاب ساخته و در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۹ از شبكه‌ی  ABC آمریكا پخش شده‌اند. بر اساس نظرات خوانندگان كتاب در سایت آمازون، بسیاری از خوانندگان بعدی كتاب كسانی بودند كه قبلاً و در دوران كودكی یا نوجوانی سریال این كتاب را دیده بودند. ریشه‌ها برای هفته‌های متمادی (۴۶ هفته) در فهرست پرفروش‌های بازار كتاب ـ كه در نشریه‌ی نیویورك‌تایمز منتشر می‌شود ـ قرار داشت و ۲۲ هفته در صدر این فهرست بود.

این وقایع افسانه‌های تاریخی مربوط به هزاران سال پیش نیست بلكه اتفاقاتی واقعی و مربوط به ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال گذشته است. در گزارش به رئیس جمهوری آمریكا در مورد شورش سال ۱۹۱۷ میلادی در شهر سنت‌لوئیس چنین آمده است: «در منطقه‌ای به‌طول ۸۰۰ متر سه یا  چهار ساعت خون جاری بود. جلو اتوبوس‌ها را می‌گرفتند و سیاهان را از هر سن و جنسی پیاده می‌كردند، با چماق و لگد می‌زدند و با خونسردی سیاهانی را كه در خیابان در خون خود افتاده‌بودند، با هفت‌تیر می‌كشتند.»


* رمانی در خور دویستمین سالگرد استقلال آمریكا
رمان‌ها‌ معمولاً نیازی به مقدمه ندارند و بسیاری از ناشران معتبر برای رمان پیشگفتار ناشر نمی‌نویسند. مترجم‌ها هم تا آن‌جا كه بشود از توضیحات اضافه و پرداختن به حواشی استنكاف می‌ورزند. اما رمان ریشه‌ها این‌قدر جدی و تأثیرگذار است كه ناشر و مترجم آن لازم دانستند پیشینه و توضیحاتی را به متن اصلی اضافه كنند.
ناشر در این مقدمه نوشته است:«ریشه همیشه ناپیداترین، اساسی‌ترین و مهم‌ترین قسمت درخت است. آن چیز كه به تمامه درخت را تغذیه می‌كند و بارور می‌دارد ریشه نام دارد. نویسنده به ظاهر از ریشه‌ها «roots» ریشه‌ی نسب نژادی برده‌ای را كه ۲۰۰ سال پیش به بردگی كشیده شده به عنوان نام، به كتاب خود داده است. اما من می‌پندارم مفهوم ریشه از این همه غنائی‌تر، دامنه‌دارتر و ژرف‌تر است. منظور از ریشه‌ها تمامی سیاهان و بردگان‌اند كه از آفریقا این قلب تپنده‌ی زمین بركنده شدند و در جایی دیگر نشا گشتند. ریشه‌ها سیاهان‌اند كه درخت استقلال و عظمت اقتصادی آمریكا را تا به این درجه از رشد و برومندی رساندند. اما نكته در این است كه هر چه آن‌ها عمیق‌تر در ژرفای زمین فرو رفتند، سفیدها فراتر و بالاتر آمدند و شاخ و برگشان بیشتر بالا گرفت؛ و دریغ كه هیچ میوه‌ای از این باغ پر بار نصیب بانیان و باغبانان این درخت نگشت.»
***
مدت‌های مدیدی بود كه رهبر انقلاب رمان خارجی را در سخنان عمومی خود پیشنهاد نداده بودند. در اشارات و توصیه‌های رهبر انقلاب به این آثار صرف‌نظر از ارزش‌های ادبی، معمولاً استفاده‌ی تاریخی و فرهنگی مدنظر است و در واقع رمان‌هایی از قبیل ریشه‌ها كاربردی فراتر و گسترده‌تر از ادبیات اثر دارد. رمان ریشه‌ها بیشتر از یك توصیه‌ی ادبی توصیه‌ای سیاسی برای تقویت تصویر ذهنی مردم است. ریشه‌ها كتاب جدیدی نیست و نخستین چاپ آن به بیش از ۳۰ سال پیش باز می‌گردد، اما برای جامعه‌ی جوان ما كه شاید از تاریخ استعمار و سلطه‌گری غربی‌ها كمتر بداند آموزنده و خواندنی است.